close
تبلیغات در اینترنت
سرازیر شدن خون از قتلگاه امام حسین Imam Hussein
loading...

فروشگاه لوازم یدکی و لوکس خودرو میلادنور

سرازیر شدن خون از قتلگاه امام حسین در ظهر عاشورا orginal Imam hussein in karbala ... (ع ) در زمان معاویه, قیام حسینى, احادیثی درباره امام حسین (ع), نحوه شهادت

مترجم

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
کفش ورزشی 0 30 mohammadhajilu
بیلیارد چیست؟ 0 33 mohammadhajilu
اسکوتر برقی 0 30 mohammadhajilu
تجهیزات آشپزخانه صنعتی 0 33 mohammadhajilu
محل اتصال سوکت عیب یاب به انواع خودرو ها https://t.me/YadakyMiladnor 0 37 zeinab
محل اتصال سوکت عیب یاب به انواع خودرو ها @YadakyMiladnor 0 42 zeinab
محل اتصال سوکت عیب یاب به انواع خودرو ها 0 31 zeinab
حدیث:50 ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺧﻄﺒﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ 0 34 zeinab
حدیث:51 ﺟﺎﺑﺮ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠّﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ 0 33 zeinab
حدیث:52 ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﮔﺮﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻋﻠﻰ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮ ﻣﻰ ﺷﻤﺮﺩﻧﺪ، 0 35 zeinab
حدیث:53 ﻗﺎﻟَﺖ ﻓﺎﻃِﻤَﺔُ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 28 zeinab
حدیث:54 ﻗﺎﻝَ ﺭَﺟُﻞٌ ﻻِﺀﻣﺮَﺃﺗِﻪِ 0 30 zeinab
حدیث:55 ﻣِﻦ ﺩُﻋﺎﺋِﻬﺎ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 30 zeinab
حدیث:56 ﻗﺎﻟَﺖ ﻓﺎﻃِﻤَﺔُ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 36 zeinab
حدیث:57 ﻗﺎﻟَﺖ ﻓﺎﻃِﻤَﺔُ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 29 zeinab
حدیث:58 ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 32 zeinab
حدیث:61 ﻗﺎﻟَﺖ ﻓﺎﻃِﻤَﺔُ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 0 31 zeinab
تو هیچ وقت فراموشم نکن 0 25 zeinab
توپ پیلاتس و دمبل 0 31 mohammadhajilu
دوربین مدار بسته 0 38 mohammadhajilu
نوری بازدید : 84 26 / 07 / 1394 نظرات ()


با فشار یزید بر حاکم مدینه، مبنی بر بیعت گرفتن یا قتل امام، امام حسین(ع) در ۲۷ رجب سال ۶۰ق رهسپار مکه شد. با توجه به دعوت کوفیان برای پذیرش زمامداری، او از مکه به سوی کوفه رهسپار شد. ورود عبیدالله بن زیاد از طرف یزید به کوفه باعث شد امام نتواند به کوفه وارد شود. امام حسین در کربلا با سپاهیان عبیدالله بن زیاد مواجه شد و در جنگی که در دهم محرم سال ۶۱ ق میان دو لشکر درگرفت، به همراه یاران اندکش (حدود ۷۲ نفر) به شهادت رسید. پس از جنگ، یاران باقی‌مانده و اهل بیت وی به اسارت درآمدند و به کوفه و شام فرستاده شدند.

شهادت امام حسین(ع) آثار قابل‌توجهی بر رفتار مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام‌ بخش مبارزات، انقلاب‌ها و قیام‌های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم، تأکید دارند.

نسب و خانواده

حسین بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم، هاشمی و قرشی است. او نوه محمد بن عبدالله از فاطمه(س) است. پدر وی امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین امام شیعیان، است. حسین(ع) دومین فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) است و برادرانی با نام‌های حسن، محمد، عباس و عمر دارد.

همسران

رباب

نوشتار اصلی: رباب دختر امرؤ القیس

رباب دختر امرؤالقیس بن عدی است. پدرش از مادرش با نام هند الهنود، دختر ربیع بن مسعود بن مصاد بن حصن بن کعب، یاد شده است. نقل شده است که رباب از بهترین زنان و افضل آنان در جمال، ادب و عقل بود. امام حسین(ع) رباب را بسیار دوست داشت و درباره وی شعر سروده است. رباب دو فرزند از امام حسین(ع) داشت، یکی سکینه و دیگری عبداللّه. عبداللّه(علی اصغر)در روز عاشورا خردسال بود و در آغوش پدرش به شهادت رسید. رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت. ابن کثیر دمشقی می‌گوید: او در کربلا همراه حسین(ع) بود و هنگامی که حسین کشته شد، بسیار بی‌تابی می‌کرد. ابن اثیر می‌نویسد: رباب پس از آن واقعه یک سال بیشتر زنده نماند. او در این یک سال زیر سایه ننشست و از شدت غصه و اندوه درگذشت. سید محسن امین سال وفات رباب را ۶۲ هجری (یعنی یک سال پس از عاشورا) ذکر می‌کند.

شهربانو

نوشتار اصلی: شهربانو

به اعتقاد برخی از تاریخ‌نگاران و محدثان، شهربانو پس از ورود اسلام به ایران به همسری امام حسین(ع) درآمد. ثمره این ازدواج امام سجاد(ع) بود. تاریخ ازدواج آنان اختلافی است و به زمان ورود شهربانو به مدینه برمی‌گردد.

اگر چه بسیاری از مورخان شهربانو را مادر امام سجاد و دختر یزدگرد دانسته‌اند، اما محققان معاصر نسبت به این مسئله تردید دارند. برخی به عنوان یک قول بسیار ضعیف بیان می‌کنند شهربانو از کربلا بلافاصله به سمت ایران تاخت و در نزدیکی ری در دل کوه ناپدید گشت. در کوه‌های اطراف تهران نزدیک شهر ری بقعه‌ای به نام بقعه بی‌بی شهربانو به او منسوب است.

ام اسحق

نوشتار اصلی: ام اسحق دختر طلحه بن عبیدالله

اُمّ إسحاق دختر طلحة بن عبیدالله، همسر امام حسن مجتبی (ع) بود که پس از درگذشت او با امام حسین (ع) ازدواج کرد. او پس از شهادت امام حسین(ع) با عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن ابی بکر ازدواج کرد. گفته‌اند قبل از عبدالله بن محمد، با تمام بن عباس بن عبدالمطلب ازدواج کرد. گزارش‌های تاریخی از زیبایی و بدخلقی او یاد کرده‌اند. شیخ مفید، فرزندان او از امام حسن (ع) را سه نفر نام می‌برد: حسین، طلحه و فاطمه. مفید همچنین برای او یک فرزند از امام حسین (ع) نام می‌برد: فاطمه.

لیلا

لَیلا دختر ابی‌مُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی بود. مصعب بن عبداللّه‌ نسب کامل او و مادرش را آورده است. جد لیلا، عروة بن مسعود ثقفی، صحابی رسول خدا و مادرش، میمونة، دختر ابوسفیان بود.از تاریخِ ازدواج امام حسین (علیه‌السلام) با او اطلاعی در دست نیست. علی اکبر(ع)، فرزند او بود.

سُلافه

برخی منابع زنی از قبیله قُضاعه را نیز در شمار همسران امام نام برده‌اند که برای امام پسری به‌نام جعفر به‌ دنیا آورد. سبط ابن‌ جوزی نام او را سُلافه و بیهقی مَلومه ذکر کرده‌اند. از جزئیات زندگی وی اطلاعی در دست نیست.

فرزندان

در منابع تاریخی و رجالیِ معتبر، برای امام حسین ‌(ع) شش فرزند نام برده شده است. منابع متقدم فرزندان امام را چهار پسر و دو دختر و منابع متأخر شش پسر و سه دختر نوشته‌اند:

    علی اکبر، پسر بزرگ امام حسین، فرزند لیلا.

    علی اصغر، امام چهارم شیعیان، معروف به زین‌ العابدین و سجاد، فرزند شهربانو.

    عبداللّه، فرزند خردسال امام. مادرش رباب بود بیشتر منابع او را به هنگام شهادت، صغیر و شیرخوار دانسته‌اند.

    جعفر، مادرش زنی از قبیله قضاعه بود. وی در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.

    فاطمه، دختر بزرگ امام. مادرش امّ اسحاق بود. تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست، ولی چون مادرش بعد از شهادت امام حسن (۴۹ یا ۵۰) به همسری امام حسین درآمد، تولد وی بعد از این سال بوده است.

    سُکَینه، دختر کوچک امام حسین و فرزند رباب.

به جز این شش فرزند، نام دو پسر و یک دختر دیگر در منابع متأخر دیده می‌شود که عبارت‌اند از: علی‌اصغر، محمد و زینب. ابن‌ طلحه شافعی تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده؛ ولی فقط از نُه تن نام‌برده است. همچنین در برخی کتاب‌های تذکره و مراثیِ متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.

کنیه‌ها و القاب

کنیه‌ها

کنیه امام حسین(ع) «ابوعبدالله» است. رسول خدا(ص) هنگام ولادت، این کنیه را بر او نهاد. البته امام حسین(ع) فرزندی به نام عبدالله داشته که می تواند علت این کنیه باشد. ابوعبدالله به معنای "پدر بندگان خدا" است. برخی علت وجود این کنیه را معناي آن دانسته‌اند؛ یعنی اگر قيام امام نبود، نشانی از دین خدا نمی ماند كه مردم عبد آن باشند؛ از اين رو او را پدر تمام بندگان خدا دانسته‌اند.

«ابوعلی»، «ابوالشهداء» [= پدر شهیدان]، «ابوالاحرار» [= پدر آزادگان] و «ابوالمجاهدین» [= پدر جنگ کنندگان (در راه خدا) ] از دیگر کنیه‌های اوست.

القاب

امام حسین(ع) القاب فراوانی دارند که بسیاری از آنها با القاب برادرش، امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند سید شباب أهل الجنه. برخی از القاب خاص او عبارت‌اند از: زکی، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.

ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهل الجنه (سرور جوانان بهشت) را مهم‌ترین آنها دانسته است. در بعضی از احادیث نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.

ولادت

زادگاه امام حسین(ع) مدینه است. برخی تولد امام را سال سوم و برخی سال چهارم هجری نوشته‌اند. قول مشهور بین مورخان و محدثان، سال چهارم هجری است.

درباره روز ولادت امام حسین(ع) اختلاف است. بنابر قول مشهور، ولادت آن امام در روز سوم شعبان بوده است. به نوشته ابن سعدامّ فضل (همسر عباس بن عبدالمطلب)، به امر پیامبر(ص)، دایگی امام حسین(ع) را بر عهده گرفت. بدین ترتیب امام برادر رضاعی قُثم بن عباس شد.

نامگذاری

بنابر روایات شیعی، پیامبر(ص) پیش از آنکه نامی برای او انتخاب شود، نام حسین را به امر خدا بر او نهاد و به همگان اعلام کرد: «من فرمان یافتم که این دو پسرم را حسن و حسین بنامم». «هارون، دو پسرش را شبَّر و شبیر نامید و من دو پسرم، حسن و حسین، را به همان نام‌هایی می‌نامم که هارون پسرانش -شبَّر و شبیر- را به آن نام‌ها نامید». نقل شده که نام امام حسین(ع) در تورات شبیر و در انجیل طاب خوانده می‌شد. در برخی روایات آمده است که نام‌های حسن و حسین(ع) از اسامی بهشتی بوده و پیش از اسلام سابقه نداشته‌اند.

قبل از امامت

حدیث پیامبر(ص) درباره امام حسین(ع) بر سردر حرم امام حسین(ع)

دوران رسول خدا(ص)

امام حسین(ع)، هنگام رحلت پیامبر(ص) هفت سال داشت. او در برخی وقایع مهم آن زمان، حضور داشت، از جمله: مباهله با نصارای نجران، ماجرای اصحاب کساء، بیعت با پیامبر اسلام(ص)، و شاهد قرار گرفتن در نامه‌نگاری.

ابن سعد : امام حسین(ع) را در زمره واپسین طبقه (طبقه پنجم) از اصحاب رسول خدا(ص) ـ‌ که به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگی او را همراهی نکردند ـ یاد کرده است.

او همواره مورد عنایات و الطاف ویژه پیامبر(ص) بود. از پیامبر نقل شده که فرمود: حسن و حسین(ع) سرور جوانان بهشتند. علاقه حضرت(ص) به حسنین چنان بود که با ورودشان به مسجد، گاه خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت و از منبر پایین می‌آمد و به استقبال آنان می‌رفت و آنان را در آغوش می‌کشید. انس بن مالک روایت می‌کند: وقتی از پیامبر(ص) پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می‌داری؟ فرمود: حسن و حسین را.

دوران خلفای سه‌گانه

امام حسین(ع) تقریباً ۲۵ سال از عمر خویش را در دوران خلفای سه گانه، (ابوبکر، عمر و عثمان) گذراند. ایشان در ابتدای خلافت خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.

خلافت ابوبکر

ایام خلافت ابوبکر آغاز دوره متفاوتی برای اهل بیت(ع) است. در این دوره اهل بیت پیامبر(ص) از سویی در سوگ از دست دادن رسول گرامی اسلام(ص) نشسته بودند و از سوی دیگر اختلاف بر سر حق خلافت، عرصه را بر خاندان رسول خدا(ص) تنگ کرده بود. گفته‌اند امام حسین(ع) در آغازین روزهای خلافت ابوبکر، شبانگاهان به همراه برادرش امام حسن(ع) و مادرش فاطمه(س)، امام علی(ع) را در راه بازپسگیری منصب حقه خویش یاری می‌رساندند و به همراه آنان به درب خانه یکایک اهل «بدر» می‌رفتند.

خلافت عمر

از نحوه و چند و چون زندگانی امام حسین(ع) در ایام خلافت عمر خبر چندانی به دست ما نرسیده است؛ شاید بتوان علت این امر را در گوشه‌گیری امام علی(ع) و فرزندانش از دستگاه حکومت جستجو کرد.

در برخی منابع روایت شده است که در اوایل خلافت عمر، امام حسین(ع) وارد مسجد شد و عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید؛ پس، از منبر بالا رفت و به او گفت: "از منبر پدرم فرود‌آی و بر منبر پدرت بنشین!" عمر که مبهوت این سخن شده بود گفت: "پدرم منبری نداشت." سپس حضرت(ع) را کنار خود نشاند و چون فرود آمد، او را به خانه‌اش برد و به او گفت: "پسر عزیزم! چه کسی این را به تو آموخته است؟" حضرت(ع) نیز در پاسخ فرمود: "هیچ کس آن را به من نیاموخته است."

خلافت عثمان

امام حسین(ع) در زمان به خلافت رسیدن عثمان حدود ۱۹ سال داشت. در برخی منابع اهل سنت، از حضور امام حسین(ع) در برخی فتوحات ایام خلافت عثمان، به همراه برادرش، -امام حسن(ع)- عبدالله بن عباس، ابن عمر و ابن زبیر در جنگ طبرستان به فرماندهی سعید بن عاص یاد شده است.

در ماجرای بدرقه ابوذر -که عثمان وی را به سرزمین ربذه، تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد- امام حسین(ع) همراه پدر، برادرش [امام حسن(ع)]، عمویش (عقیل بن ابی طالب)، پسر عمویش (عبدالله بن جعفر) و عمار بن یاسر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه نمودند.

بینش نافذ اجتماعی-سیاسی و امکان تفکیک موضوعات از یکدیگر، شاخصه‌ای مهم در رفتار اجتماعی اهل بیت(ع) است و بر همین پایه، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه سوم، هنگامی که مردم در برابر ظلم خلافت سر به شورش برمی‌دارند و به سمت منزل عثمان برای کشتن او هجوم می‌برند، امام حسین(ع) به همراه برادرش، حسن(ع) و به فرمان امام علی(ع) به محافظت از حریم عثمان می‌پردازند اگر چه مقابله با شورشیان چندان دشوار بود که در نهایت عثمان کشته شد، اما تلاش برای نجات جان مخالفان، تنها به امر پدر و برای پاسداری از کیان برخی ارزشهای جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است که نمود آن در عملکرد امام حسین(ع) بروز یافته است.

دوران حکومت امام علی(ع)

امام حسین(ع) در جنگ‌های دوره حکومت امام علی(ع) –جمل، صفین، و نهروان- حضور داشت. و در جنگ صِفّین خطبه‌ای در تحریض به جهاد ایراد کرد.

امام علی(ع)، امام حسین(ع) را پس از امام حسن(ع) سرپرست صدقات (موقوفات) خود قرار داد. به نقلی، امام حسین(ع) به هنگام شهادت پدر، برای انجام دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد و در مراسم تجهیز و خاک سپاری پدر حاضر شد.

دوران امام حسن(ع)

در دوره امامت امام حسن(ع)، که حدود ۱۰ سال و دوره خلافتش شش ماه به طول انجامید، امام حسین(ع) همراه و همگام برادر بود. پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن(ع) عهده دار زعامت مسلمانان گردید. بنابراین امام حسین(ع) با برادرش امام حسن(ع) بیعت کرد و در بسیج و اعزام نیروها به اردوگاه نخیله و اردوگاه مسکن نقشی فعال داشت و همراه امام حسن(ع) به مدائن و ساباط برای جمع آوری لشکر رفت.

بر اساس گزارشهای معتبر، هنگام صلح امام حسن(ع) با معاویه، جمعی از علاقه‌مندان به اهل بیت(ع)، از امام حسین(ع) خواستند که با این مصالحه سیاسی، مخالفت کند و در مقابل معاویه بایستد؛ اما وی با قاطعیت، از صلح برادر خود با معاویه حمایت و خود نیز با معاویه بیعت نمود و هنگامی که قیس بن سعد نظر او را در این باره جویا شد، با صراحت نظر خود را اعلان نمود. وی پس از انعقاد صلح، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت و در آنجا ساکن شد.

از امامت تا شهادت

امامت

امام حسین (ع) در سال ۵۰ه‍.ق. بعد از شهادت برادرش امام حسن مجتبی(ع) به امامت رسید و تا زمان شهادت یعنی سال ۶۱ه‍.ق. پیشوایی و رهبری شیعیان را بر عهده داشت.

دلایل امامت

حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع)

حدیث «اِبنایَ هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) » از پیامبر(ص) نشان دهندۀ امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است.

افزون بر این، احادیثی از پیامبر(ص) رسیده است که در آنها به تعداد امامان و امامت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نُه تن از فرزندان حسین بن علی(ع) تصریح شده است.

دلیل دیگر، وصیت امام حسن(ع) درباره جانشینی امام حسین(ع) پس از وی و سفارش به محمد حنفیه به پیروی از آن حضرت است. مفید بر آن است که با توجه به ادله مذکور، امامت امام حسین(ع) ثابت و قطعی است گرچه آن حضرت به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه، آشکارا به امامتِ خود دعوت نکرد؛ اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترک مخاصمه، امامت را علنی کرد.

علم به جمیع شئون و معارف دین به شکل تام و کامل نیز از لوازم امامت است؛ از این رو، امام علی(ع) از او نیز، همچون امام حسن(ع)، خواست برای مردم سخنرانی کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نکنند. شاهد آن اقوالی از صحابه درباره مقام علمی آن حضرت و تقاضای فتوا دادن از اوست. به برخی سخنان خود امام حسین(ع) درباره امامت خویش و پاره‌ای معجزات و کرامات وی نیز برای اثبات امامتش استناد شده است.

دوران حکومت معاویه

بیشتر دوران امامت امام حسین (ع) با حکومت معاویه هم‌زمان بود و پس از معاویه در همان سال اول حکومت یزید، امام حسین (ع)‌ به شهادت رسید.

سیاست امام(ع) در برابر معاویه

امام حسین(ع) با اینکه بعد از شهادت امام حسن(ع) صالح‌ترین فرد جهت تصدی حکومت بود؛ اما به موجب پیمان صلحی که برادرش امام حسن(ع) با معاویه منعقد کرده بود به این صلح نامه وفادار ماند؛ و با اینکه مردم کوفه برای قیام بر ضد معاویه به وی نامه نوشتند، از قیام دوری گزید. با این وجود او مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد کرد و بر جهاد با ظالمان تأکید نمود. معاویه از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) از امام حسین(ع) خواست که از قیام بپرهیزد. در پاسخ به معاویه امام پایبندی خود را به عهدنامه صلح به او یادآوری کرد؛ و به کسانی که او را به قیام دعوت می‌کردند اعلام می‌کرد که «من امروز چنین اندیشه‌ای ندارم خدایتان رحمت فرماید، بر زمین بچسبید و در خانه‌ها کمین کنید و تا هنگامی که معاویه زنده است از اینکه مورد بدگمانی قرار بگیرید پرهیز کنید؛ اگر خداوند برای او چیزی پیش آورد و من زنده بودم اندیشه خود را برای شما خواهم نوشت.»

امام حسین(ع) در این دوره، علنی یا غیر علنی به بیان احکام امامت و خلافت و ویژگی‌های خلیفه بر حق می‌پرداخت. از اقدامات تبلیغی امام حسین(ع) برای جلب افکار عمومی و بیان احکام خدا، خطبه ایشان در گردهمایی بزرگ حج در سرزمین مِنا و همچنین جلسات مخفی وی در مکه است.

در دوره ۱۰ ساله امامت امام حسین(ع) نامه‌های متعددی بین وی و معاویه رد و بدل شد. این نامه‌ها موضع‌گیری‌های امام حسین(ع) در برابر معاویه را نشان می‌دهد. به گونه‌ای که در پی هر جنایت و اقدام غیر اسلامی‌ای که از معاویه سر می‌زد امام حسین(ع) به شدت او را مورد انتقاد و سرزنش قرار می‌داد. اقدام معاویه در به شهادت رساندن افرادی چون حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و حضرمی و یارانش از جمله مواضعی بود که سخت‌ترین و شدیدترین اعتراضات امام(ع) را در پی داشت.

معاویه به دنبال فعالیت‌های دامنه‌دار خود برای تثبیت ولایتعهدی یزید، سفری به مدینه انجام داد تا از مردم مدینه به ویژه از شخصیتهای بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین(ع) قرار داشت بیعت بگیرد. او پس از ورود به این شهر با امام(ع) دیدار کرد و طی سخنانی موضوع ولایتعهدی یزید را پیش کشیده و کوشش کرد تا موافقت امام را با این موضوع جلب کند؛ اما امام(ع) او را به شدت مورد شماتت قرار داده بی‌لیاقتی‌ها و هوس بازی‌های یزید را به رخش کشید و او را از ولایتعهدی یزید بر حذر داشت. امام حسین(ع) از معدود کسانی بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه‌ای قاطع معاویه را محکوم کرد.

سیاست معاویه در برابر امام(ع)

معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر احترام بسیاری برای امام حسین(ع) قائل بود. این به آن جهت بود که می‌دانست امام حسین(ع) نزد مردم مکه و مدینه جایگاه ویژه‌ای دارد و با او نمی‌توان با درشتی رفتار کرد. با این حال، امام(ع) مانعی بزرگ بر سر راه حکومت وی تلقی می‌گردید و معاویه پیوسته نگران قیام او بود. از این رو، او در برابر امام(ع) سیاست بسط و اقباض را در پیش گرفت. معاویه از سویی جایگاه حضرت را از نظر دور نمی‌داشت و در ظاهر به او احترام می‌کرد و بزرگ می‌شمرد و به کارگزارانش نیز دستور می‌داد که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی‌احترامی نسبت به وی بپرهیزند. و از سوی دیگر، مراقبت پیوسته و شبانه روزی از امام(ع) را در دستور کار خود قرار داده و تمام حرکات و سکنات، زندگی خصوصی و عمومی وی را در سفر و حضر زیر نظر داشت و حتی به عمد می‌خواست که امام(ع) را حساس کند و نسبت به این مراقبت آگاه سازد و اعلام دارد که ریز و درشت جریان زندگی وی لحظه به لحظه به او گزارش می‌شود تا این گونه امام(ع) را از اندیشه قیام باز دارد.

معاویه با توجه به جایگاه امام(ع)، به فرزندش یزید نیز سفارش کرده بود که در عین ترس از امام حسین(ع)، در صورت غلبه بر او با امام مدارا کند و بر بیعت گرفتن از او اصرار نورزد.

دوران حکومت یزید

نوشتار اصلی: یزید بن معاویه

دوره کوتاه سلطنت یزید بن معاویه بسیار پرالتهاب و پرتشنج بود. حکومت ۳ سال و اندی او، بیشتر صرف سرکوب قیام‌های داخلی و آرام کردن اوضاع سرزمین‌های اسلامی سپری شد. او با شدت تمام، هرگونه مخالفتی را سرکوب نمود. «او در سال اول حکومتش، امام حسین(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) را کشت، در سال دوم حرمت حرم رسول خدا(ص) (مدینه) را شکست و آن را سه روز تمام بر سپاهیانش حلال کرد و در سال سوم کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد و به آتش کشید.

یزید قبل از رسیدن به خلافت به نواختن ساز و آواز و شرب خمر شهرت داشت. او به قدری در این کار افراط می‌کرد که معاویه نیز او را توبیخ و از افراط در شرب خمر منع می‌نمود. از این رو، هنگامی که معاویه خواست او را به ولایتعهدی خود برگزیند جمعی از مسلمانان از این امر در شگفت شدند و آن را نپذیرفتند.

علی رغم مخالفت‌های بسیاری که از سوی مسلمانان، به ویژه بزرگان مکه و مدینه، صورت گرفته بود، معاویه بر بیعت مسلمانان با یزید، اصرار ورزید و سرانجام موفق شد در سال ۵۶ق برای یزید از مردم بیعت بگیرد.

واکنش امام(ع) در برابر یزید

نوشتار اصلی: حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا

امام حسین(ع):

امام کسی است که به حکم قرآن رفتار و عدالت را اجرا کند و خدا را بر خود ناظر داند.

شهیدی، قیام حسین(ع)، ص۱۱۶.

معاویه در ماه رجب سال ۶۰ق در دمشق درگذشت. هنگام مرگ وی یزید در حوارین به سر می‌برد. چون به دمشق رسید و مردم با او بیعت کردند نامه‌ای به ولید بن عتبه والی مدینه نوشت که: «حسین بن علی [امام حسین(ع)] و عبدالله بن عمر و عبدالله زبیر را رها مکن تا از آنان به خلافت من بیعت بگیری».

والی مدینه از مروان بن حکم در این‌باره مشورت خواست. مروان گفت: «اگر رأی مرا می‌پذیری هم اکنون که مردم از مرگ معاویه آگاه نشده‌اند پسر زبیر و حسین بن علی را بخواه! اگر بیعت کردند کار تمام است وگرنه گردن آنان را بزن. چه اگر اینان بیعت نکنند و مردم بدانند معاویه مرده است گرد حسین و پسر زبیر را خواهند گرفت و فتنه بزرگ خواهد شد. اما پسر عمر مرد جنبش نیست مگر آنکه مردم به سر وقت او روند و خلافت را به وی سپارند».

ولید پی آنان فرستاد. عبدالله بن زبیر و حسین(ع) در مسجد بودند که فرستاده والی رسید و پیام او را به ایشان رسانید. به او گفتند نزد امیر برو! و بگو هم اکنون خواهیم آمد. چون فرستاده حاکم بازگشت ابن زبیر از حسین پرسید برای چه ما را خوانده‌اند؟

    گمان دارم معاویه مرده و ولید می‌خواهد تا کسی آگاه نشده از ما بیعت بگیرد.

عبدالله گفت: من نیز چنین می‌پندارم اکنون تو چه می‌کنی؟

    نزد حاکم می‌روم! اما برای آنکه مبادا آسیبی به من برسانند چند تن از کسانم را با خود می‌برم و بر در خانۀ ولید می‌گمارم، اگر کار به جدال کشید، آنان به یاری من خواهند آمد.

حسین نزد ولید رفت و پس از آنکه حاکم وی را از مرگ معاویه آگاه کرد از او خواست تا بیعت یزید را بپذیرد. حسین گفت: مانند من کسی پنهان بیعت نمی‌کند مردمان را بخواه مرا نیز بخواه تا ببینیم چه می‌شود. ولید گفت به سلامت بازگرد. مروان به ولید گفت: او را رها مکن! که اگر بیعت نکرده برود دیگر هرگز به او دست نخواهی یافت، اگر بیعت نکند او را بکش. حسین برآشفت و گفت: «نه تو می‌توانی مرا بکشی و نه او». سرانجام حسین و پسر زبیر بیعت نکرده از مدینه رهسپار مکه گشتند.

روزشمار واقعه عاشورا

سال ۶۰ ق

۱۵ رجب             مرگ معاویه

۲۸ رجب             خروج امام حسین (ع) از مدینه.

۳ شعبان             ورود امام(ع) به مکه.

۱۰ رمضان          رسیدن نخستین نامه‌های کوفیان به امام(ع).

۱۲ رمضان          رسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی.

۱۴ رمضان          وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی.

۱۵ رمضان          خروج مسلم از مکه به سوی کوفه.

۵ شوال              ورود مسلم بن عقیل به کوفه.

۸ ذی‌الحجه          خروج امام حسین(ع) از مکه.

۸ ذی‌الحجه          قیام مسلم بن عقیل در کوفه.

۹ ذی‌الحجه          شهادت مسلم بن عقیل در کوفه.

سال ۶۱ ق

۲ محرم             ورود امام(ع) به کربلا

۳ محرم             ورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری.

۶ محرم             یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت

۷ محرم             بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.

۹ محرم             ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا.

۹ محرم            اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.

۱۰ محرم         واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.

۱۱ محرم             محرم حرکت اسرا به سوی کوفه

۱۱ محرم             دفن شهدا توسط بنی اسد (از اهل غاضریه)

۱۲ محرم             دفن تعداد کمی از شهدا

۱۲ محرم             ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه.

۱۹ محرم             حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام.

۱ صفر              ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.

۲۰ صفر             اربعین حسینی

۲۰ صفر                      ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا

۲۰ صفر          بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال.

شهادت

نامه‌های کوفیان

نوشتار اصلی: نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)

در روزهایی که دمشق نگران بیعت نکردگان حجاز بود، در کوفه حوادثی می‌گذشت که از طوفانی سهمگین خبر می‌داد. شیعیان علی که در مدت بیست سال حکومت معاویه صدها تن کشته داده بودند و همین تعداد و یا بیشتر از آنان در زندان به سر می‌بردند، همین که از مرگ معاویه آگاه شدند، نفسی راحت کشیدند. ماجراجویانی هم که ناجوانمردانه علی را کشتند و گرد پسرش را خالی کردند تا دست معاویه در آنچه می‌خواهد باز باشد، چون معاویه پس از رسیدن به حکومت، به آنها اعتنای درستی نکرد؛ از فرصت استفاده کردند و در پی انتقام برآمدند، تا کینه‌ای که از پدر در دل دارند، از پسر بگیرند.

دسته بندی‌ها شروع شد. شیعیان علی در خانه سلیمان بن صرد خزاعی گرد هم آمدند، سخنرانی‌ها آغاز شد. میزبان که سرد و گرم روزگار را چشیده و بارها رنگ پذیری همشهریان خود را دیده بود گفت: «مردم! اگر مرد کار نیستید و بر جان خود می‌ترسید بیهوده این مرد را مفریبید!» از گوشه و کنار فریادها بلند شد که: «ابداً ابداً ما از جان خود گذشتیم، با خون خود پیمان بستیم که یزید را سرنگون خواهیم کرد و حسین را به خلافت خواهیم رساند!»

سرانجام به امام حسین(ع) نامه نوشتند: «سپاس خدایی که دشمن ستمکار ترا درهم شکست. دشمنی که نیکان امت محمد را کشت و بدان مردم را بر سر کار آورد. بیت المال مسلمانان را میان توانگران و گردنکشان قسمت کرد. اکنون هیچ مانعی در راه زمامداری تو نیست. حاکم این شهر نعمان بن بشیر در کاخ حکومتی به سر می‌برد. ما نه با او انجمن می‌کنیم و نه در نماز او حاضر می‌شویم.» تنها این نامه نبود که چندین تن از شیعیان پاکدل و یک رنگ حسین برای او فرستادند. شمار نامه‌ها را صدها و بلکه هزارها گفته‌اند.

در هر حال، چون عدد نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) از حد متعارف گذشت، وی لازم دید به مردم کوفه پاسخی دهد و آنان را در انتظار نگذارد. وی ضمن نامه‌ای کوتاه نوشت: پسرعموی خود مسلم را که مورد اعتماد من است نزد شما می‌فرستم تا از نزدیک وضع شهر را ببیند و مرا مطلع سازد. اگر آنچه نوشته‌اید درست باشد نزد شما خواهم آمد.

از آن سو تنی چند از هواخواهان بنی امیه و نیز گروهی که سود خود را در همراهی با دمشق می‌دیدند و همچنین کسانی که همیشه حساب روز مبادا را از نظر دور نمی‌داشتند، نامه‌هایی به شام فرستادند و به یزید نوشتند اگر کوفه و عراق را می‌خواهی باید حاکمی لایق برای این شهر بفرستی، چه نعمان بن بشیر مردی ناتوان است یا خود را به ناتوانی می‌زند. یزید با مشورت سرجون، مشاور رومی خود، حکومت کوفه را هم به عبیدالله بن زیاد، که حاکم بصره بود، داد.

از آن سو، مسلم با نامه امام به کوفه رسید. مردم شهر با شور و شعف و گرمی بسیار او را پذیرا شدند و او که مردی مسلمان و پاک اعتقاد بود و گمان نمی‌کرد اینان که با چنین اشتیاق با او بیعت می‌کنند، به آسانی هم از وی جدا می‌شوند و گرد او را خالی می‌سازند، وقتی استقبال مردم را دید نامه‌ای به حسین(ع) نوشت که: مردم کوفه و عراق همگی پیرو تو و منتظر رسیدن تو هستند، صلاح در این است که زودتر به عراق بیایی.

حرکت به عراق

چون نامه مسلم به امام حسین(ع) رسید با زنان و فرزندان و گروهی از یاران خود روانه عراق شد. از سوی دیگر، عبیدالله پس از دریافت دستور یزید روانه کوفه گردید. عبیدالله مردم عراق به خصوص کوفه را خوب می‌شناخت. پدرش سالیانی چند در این شهر حکومت داشت و عبیدالله زیردست این پدر بزرگ شده بود. او می‌دانست با مردم کوفه چگونه رفتار کند. پس از رسیدن به این شهر، از همان روزهای نخست با تهدید و تطمیع، مردم سرشناس را با خود همراه کرد و با همراهی آنان دیگران را سر جای خود نشاند و با گماردن جاسوس، نهانخانه مسلم را دانست. نخست هانی بن عروه را، که به مسلم پناه داده بود، زندانی کرد. مسلم با هواخواهان خود به جنگ برخاست، اما این مردم که شمار آنان را تا یک صد هزار تن نوشته‌اند، بی‌آن که درگیری چندانی داشته باشند و یا شجاعتی از خود نشان دهند، و یا متحمل تلفاتی سنگین شوند در مدت یک روز از گرد مسلم پراکنده شدند، چنان که چون نماز عشاء را خواند یک تن همراه او نبود. سرانجام جایی را که مسلم بدان پناه برده بود معلوم کردند. مسلم دستگیر شد و به امر عبیدالله او و هانی را کشتند و تن بی‌سر آنان را در بازارهای کوفه با ریسمان کشان کشان از این سو بدان سو بردند. مهتران کوفه چنان در خانه‌های خود خزیدند که گویی هیچ حادثه‌ای رخ نداده است.

امام حسین(ع):

الناس عبید الدنیا و الدّین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدیانون.

 (ترجمه: مردم بنده دنیایند. دین را بر زبان می‌دارند چندانکه زندگانی خود را بدان سروسامان دهند. آنگاه که آزمایش شوند دینداران اندک خواهند بود.)

شهیدی، قیام حسین(ع)، صص۴۶، ۹۴.

امام حسین(ع) در بین راه مکه به عراق از کشته شدن مسلم و هانی و پیمان شکنی مردم کوفه آگاه شد و همراهان خود را نیز آگاه ساخت، و به آنان رخصت داد که اگر می‌خواهند او را ترک گویند. گروهی رفتند اما خویشاوندان وی و تنی چند از یاران مخلص و با ایمان از او جدا نشدند. همین که امام به نزدیکی کوفه رسید، با پیش قراولان سپاهیان پسر زیاد روبه رو شد. سردار لشکر که نام او حر بن یزید، از تیره بنی ریاح بود، سر راه بر وی گرفت و سرانجام امام را در سرزمینی که کربلا نام داشت فرود آورد. حاکم کوفه چون از رسیدن امام به نزدیکی کوفه خبر یافت، لشکری را به سرکردگی عمر بن سعد به پیشواز او فرستاد. عبیدالله می‌خواست از حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد اما حسین(ع) نپذیرفت.

واقعه کربلا

تابلو عصر عاشورا، اثر محمود فرشچیان

نوشتارهای اصلی: واقعه عاشورا، کربلا، عاشورا، شهدای کربلا، خطبه‌های امام حسین(ع) در روز عاشورا، و اسیران کربلا

پس از اینکه امام حسین(ع) از بیعت با یزید خودداری کرد سپاهیان عمر سعد آماده جنگ با او شدند و سرانجام در روز دهم محرم سال ۶۱ق (ر.ک: روز عاشورا) در کربلا جنگ درگرفت. امام(ع) تا آنجا که توانست، کوشید وجدان خفته سپاهیان کوفه را با سخنانی که سراسر خیرخواهی و دلسوزی و روشنگر حقیقت بود بیدار سازد. به آنها گفت که این آخرین فرصتی است که برای انتخاب زندگی آزاد به آنها داده می‌شود. اگر این فرصت را از دست بدهند، دیگر هیچگاه روی رستگاری نخواهند دید. اگر به این عزت، پشت پا زنند، به دنبال آن، زندگی پر از خواری و مذلت در انتظار ایشان است. برای همین بود که نخستین ساعات روز دهم محرم نیز به پیغام آوردن و پیغام بردن و سخن گفتن و خطبه خواندن گذشت. در این لحظات حساس و پراضطراب از سوی حسین و اصحاب او چند خطبه کوتاه خوانده شده است. این خطبه‌ها که تاریخ، آن را ضبط کرده است، سندهایی گرانبهاست؛ سندهایی که بیش از آن که نشان دهنده روح آزادگی و شرف و پرهیزگاری باشد، نمایانگر نقطه اوج شفقت و دلسوزی بر مردم گمراه و تلاش و کوشش انسانی برای نجات چنین مردم است. یکی از خطبه‌های امام حسین(ع) در آن ساعات پراضطراب این است:

عطار نیشابوری:

در تموز کربلا تشنه جگر                 سربریدندش!چه باشد زین بتر؟

با جگرگوشه پیمبر این کنند               وانگهی دعوی داد و دین کنند!

کفرم آید هر که این را دین شمرد!                    قطع باد از بن زبانی کاین شمرد!

دانشنامه امام حسین، ج۱۰، ص۳۲۷-۳۲۸.

    مردم، شتاب مکنید. سخن مرا بشنوید. من خیر شما را می‌خواهم، من می‌خواهم به شما بگویم برای چه کاری به سرزمین شما آمده‌ام! اگر سخن مرا شنیدید و انصاف دادید و دیدید من درست می‌گویم، این جنگ که هر لحظه ممکن است درگیرد، از میان برخواهد خاست. اگر به سخن من گوش ندهید، اگر به راه انصاف نروید، زیان آن دامنگیر شما خواهد شد. مردم، می‌دانید من کیستم؟ می‌دانید پدر من کیست؟ آیا کشتن من بر شما رواست؟ و آیا رواست حرمت مرا در هم بشکنید؟ مگر من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ مگر پدر من وصی پیغمبر و پسر عموی او و نخستین مسلمان نیست؟ آیا این حدیث را شنیده‌اید که پیغمبر درباره من و برادرم گفت: این دو فرزند من، دو سید جوانان اهل بهشت‌اند؟ اگر گفتار مرا راست می‌دانید، بهتر، به خدا تا خود را شناخته‌ام دروغ نگفته‌ام. و اگر گمان می‌کنید من دروغ می‌گویم، هنوز از اصحاب محمد(ص) چند تن زنده‌اند می‌توانید از آنها بپرسید: جابر بن عبدالله انصاری، ابو سعید خدری، سهل ساعدی، زید بن ارقم، انس بن مالک! آنها به شما خواهند گفت که آنچه می‌گویم، درست است. مردم به چه مجوز شرعی می‌خواهید خون مرا بریزید؟

جای هیچ تردید نیست که امام این سخنان را برای رهایی از چنگ دشمن و یا بیم از کشته شدن نگفته است. او اگر چنان چیزی می‌خواست، چند روز پیش، بهتر ممکن بود. این گفتار که هر کس شامه‌ای درست و نابیمار داشته باشد، بوی آشتی طلبی و خیرخواهی و مردم دوستی را از آن به خوبی می‌شنود، نمونه‌ای از گفتارهایی است که در سراسر تاریخ تنها چند تن در چنین شرایطی ایراد کرده‌اند. سخن مردان خداست. سخن کسی است که رسالت خود را در بیدار کردن وجدانهای به خواب رفته می‌داند. کسی که خود را در میان شعله‌های شرار خشم و طغیان شهوت که توده جاهل در آن می‌سوزد، می‌افکند و می‌کوشد تا آنجا که ممکن است یک دو تن را برهاند و از میان این شعله بیرون برد.

سرانجام جنگ درگرفت و ضمن چند ساعت درگیری امام حسین(ع) و مردان و جوانانی که همراه او بودند شهید شدند و زن و فرزندان امام را اسیر کردند و به کوفه و از آن جا به شام بردند. تنها از کشتن امام سجاد(ع) چون بیمار بود چشم پوشیدند.

اربعین حسینی

نوشتار اصلی: اربعین حسینی

اربعین حسینی روز ۲۰ ماه صفر و مصادف با چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان است.

مشهور است که اسرای کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ ه‍.ق در بازگشت از شام به مدینه به کربلا و زیارت امام حسین(ع)رفتند. برخی معتقدند که این زیارت در سال نخست نبوده است؛ چراکه به دلیل بعد مسافت، طی مسیر کاروان اسرای کربلا از کوفه به شام و بازگشت آنان به کربلا در مدت زمان ۴۰ روز ممکن نیست.

در نقطه مقابل، گروهی از نویسندگان معتقدند که کاروان اسرای کربلا از شام به عراق رفته و در روز اربعین، کربلا رسیدند و پس از زیارت امام حسین(ع) به سمت مدینه حرکت کردند.

جابر بن عبدالله انصاری که از صحابه پیامبر اسلام(ص) است نخستین زائر امام حسین(ع) شناخته می‌شود. او در اولین چهلم شهادت امام حسین(ع) در سال ۶۱ ه‍.ق به همراه عطیه عوفی به کربلا رفت و قبر امام حسین(ع) را زیارت کرد

زیارت اربعین

نوشتار اصلی: زیارت اربعین

در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) پنج نشانه برای مؤمن شمرده شده است. یکی از این پنج نشانه زیارت اربعین است

همچنین زیارت نامه‌ای برای روز اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است. شیخ عباس قمی این زیارت نامه را در مفاتیح الجنان در باب سوم بعد از زیارت عاشورا غیر معروفه، با عنوان زیارت اربعین نقل کرده است.

به گفته قاضی طباطبایی زیارت روز اربعین در نزد شیعیان زیارت «‌مَرَدّ الرَّأس‌» نیز خوانده می‌شود.

راهپیمایی اربعین

نوشتار اصلی: راهپيمایی اربعین

توصیه به زیارت اربعین باعث شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همه‌ساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام می‌شود و یکی از پرجمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ ه‍.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند. قاضی طباطبایی می‌نویسد که حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان ائمه اطهار(ع) در بین شیعیان رایج بوده و شیعیان حتی در زمان بنی امیه و بنی عباس نیز به این حرکت مقید بودند.

ویژگی‌ها و فضایل

نوشتارهای اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله، آیه تطهیر، و حدیث ثقلین

امام حسین(ع) سپیدچهره بود. گاه عمامه‌ای از خز و‌گاه عمامه‌ای سیاه بر سر می‌گذاشت. موی سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود. در بیشتر منابع حدیثی و تاریخی و رجالی کهن از شباهت وی به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده و در روایتی شبیه‌ترین فرد به پیامبر(ص) وصف شده است. در روایتی دیگر از امام علی(ع)، وی فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است.

نقش دو انگشتری او یکی «لااله الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگری «ان اللّه بالغُ اَمْرِه» بود.

امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که به سن از وی بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از بنی هاشم به شمار می‌رفت و آنها در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می‌دادند. امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد.

یعلی عامری از پیامبر(ص) نقل کرده است:

حُسَینٌ مِنّی و اَنا مِنهُ، اَحَبَّ اللهُ مَن اَحَبَّهُ، الحَسَنُ و الحسینُ سِبطانِ مِن الاَسباط (ترجمه: حسین، از من است و من، از حسینم. خداوند دوست می‌دارد هر کس را که دوستدار حسین(ع) است! حسن و حسین دو فرزند از فرزندان انبیایند.)

از سلمان فارسی نیز نقل شده است: رسول خدا(ص)، حسین(ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می‌بوسید و می‌فرمود:

            تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت‌های خدایی که ۹ نفرند و خاتم ایشان قائم ایشان است.

باز از سلمان روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود:

            ای سلمان! هر کس اینان را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است. سپس دستش را بر شانه حسین(ع) نهاد و فرمود: او، امام و پسر امام است، ۹ تن از نسل او، امامانی نیک و امین و معصوم‌اند و نهمین آنان، قائم (قیام کننده) ایشان است.

پیامبر خدا(ص) بارها فرمود:

            حسن(ع) و حسین(ع) فرزندان من هستند، هر کس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست داشت خدا را دوست دارد و هر که خدا را دوست داشت وارد بهشت می‌شود و هر کس آنها را بد بدارد مرا بد داشته و هر که مرا بد داشته خدا را بد داشته و هر که خدا را بد بدارد وارد جهنم می‌شود.

ابوهریره نیز گفته است که: رسول خدا(ص) فرمود:

            هر کس این دو فرزندم –حسن و حسین- را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.

دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست. عمرو بن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.

او همواره احترام برادرش، امام حسن(ع)، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت، هیچ‌گاه جلوتر از وی راه نمی‌رفت و در جایی که هر دو حضور داشتند، در سخن گفتن، بر او پیشی نمی‌گرفت و اظهار نظر نمی‌کرد. حتی با اینکه بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد. گفته‌اند محتاجی به نزد امام حسن(ع) آمد و از او کمک خواست، امام حسن(ع) مبلغی را به او کمک کرد. این مرد سپس برای دریافت کمک بیشتر نزد امام حسین(ع) رفت و امام(ع) پس از آگاهی از عطایای امام حسن(ع) جهت پاسداشت حرمت برادرش یک دینار کمتر از او به فقیر کمک کرد.

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد. اگر سائلی از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد. او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوانی برایش هدیه فرستاده بود، در ازای خواندن آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید. حتی یک بار یکی از غلامانش کار ناشایستی کرد که درخور عقاب بود ولی چون غلام آیه وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ (ترجمه: و از مردم در می‌گذرند) خواند، او را بخشید؛ و چون غلام گفت: وَاللَّـهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (ترجمه: و خداوند نکوکاران را دوست دارد.) امام او را در راه خدا آزاد کرد. وی دَین اسامة بن زید را، که در بستر بیماری افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت.

بنابه روایتی، زمین و اشیایی را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید. دیه مردی را در ازای پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد. بخشش او به حدی بود که زن و مردی یهودی به سبب این خلق نیکوی او مسلمان شدند. او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار بخشید و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالی که می‌گفت این جبران کننده تعلیم تو نیست. درباره حلم امام(ع) گفته‌اند که وقتی مردی شامی به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد. گفته شده است اثر انبان آذوقه‌ای که برای ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود.

گفته‌اند هنگام توهین مروان به مادر امام(ع)، وی قاطعانه با مروان برخورد کرد. همچنان که در برابر سبّ امام علی(ع) از سوی امویان، به شدت واکنش نشان می‌داد

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
به سایت خدمت گذار خود خوش آمدید وخسته نباشید ،این سایت شخصی می باشد. مطالب خود را از منابع مطالعه شده برداشته ویاخود تجربه کرده است . ودر مورد استفاده درست و نا درست بودن آنها هیچ گونه مسئولیتی را نخواهد پذیزفت . لذا در استفاده از مطالب دقت کافی را به عمل آورید. خواهشمند است در صورت مشاهده مطلب.عکس و موردی که از نظر شما ناخرسند است به ما اطلاع دهید. مخلص شما: لوازم یدکی میلادنور(yadakjo.ir)
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظر خود را درباره ما بفرستید متشکریم طرح وراهنمایی یادتان نرود







    یدکی سواری نوری

    تهیه و توزیع کننده انواع لوازم یدکی سواری ایران خودرو.سایپا

    قطعات برقی

    قطعات جلوبندی

    قطعات موتور

    لوازم جانبی

    آمار سایت
  • کل مطالب : 421
  • کل نظرات : 4
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 113
  • آی پی امروز : 17
  • آی پی دیروز : 17
  • بازدید امروز : 97
  • باردید دیروز : 37
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 173
  • بازدید ماه : 945
  • بازدید سال : 5,775
  • بازدید کلی : 96,809